آخرالزمان و ويژگي هاي آن
روز نهم ربيع الاول، پس از شهادت امام حسن عسکري عليه السلام، امامت صاحب الزمان(عج) آغاز مي شود. اين روز، روز آغاز امامت اميد شيعيان و مستضعفان است.
اي منتظر، اي منجي بشريت، اي آخرين ذخيره الهي!
اي حجت بن الحسن العسکري و اي صاحب الزمان!
بيا و بر دلهاي زخمي و مجروح و خسته شيعيان و محبين خود مرهمي بگذار.
يا صاحب الزمان! بامدادان جمعه را با اشتياق و اميد آغاز مي کنيم و عصر جمعه که از راه مي رسد، بار ديگر غم و غصه تنهايي و دوري و فراق و هجر تو، قلبمان را مي فشارد و بار گراني بر دلهاي دوستان و شيعيان تو تحميل مي گردد، و هفته اي ديگر را به اميد آدينه اي ديگر سپري مي کنيم تا شايد آدينه بعد، روز وصل ما با تو باشد.
انتظار فرج قائم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم متضمن اقرار به وجود و حيات و ظهور آن بزرگوار و عدم شک درباره ايشان و پذيرفتن غيبت و تحمل فراق آن عزيز و عدم اعتراض به پنهان بودن آن محبوب و صبر بر بلايا و آزارها و ناکامي ها و تمسک به آثار قابل تحصيل از ائمه هدي عليهم صلوات الله و ارشاد و استرشاد و رجوع به راويان اخبار ايشان و تقليد از فقهاء جامع شرايط مي باشد. بنابراين وظيفه اصلي شيعه در مقام انتظار، احراز تکاليف الزاميه اي است که از سوي شارع مقدس متوجه او مي باشد و اين امر از يکي از طرق يقين، اجتهاد، تقليد و احتياط محرز مي گردد.
بي ترديد هر آغازي را انجامي است و هر شروعي را پايان، مگر ذات اقدس پروردگار که آغاز و انجام ندارد. دنيا نيز از اين قاعده کلي و فراگير بيرون نيست. از اين رو زماني بر اين دنيا گذشته و زماني خواهد گذشت که زمان پايان خواهد بود و اين قسمت پاياني کتاب زمان را " آخرالزمان" نام نهاده اند.
"آخرالزمان" اصطلاحي است که در فرهنگ اغلب اديان بزرگ دنيا به چشم مي خورد و بويژه در اديان ابراهيمي از برجستگي و اهميت ويژه اي برخوردار است.
اين اصطلاح معمولا به مدت زمان پايان دنيا و رويدادهايي که ممکن است در آن بخش از زندگي دنيوي به وقوع بپيوندد، گفته مي شود که اديان بزرگ درباره آن پيشگويي هايي کرده و مطالبي ذکر نموده اند.
از جمله صحيفه آسماني مسلمانان در مواردي فراوان به اين بخش از آينده اشاره کرده، پرده از برخي رخدادهاي آن زمان برداشته است. بطور کلي در معارف ارزشمند اسلامي اين اصطلاح به دو معنا به کار رفته است:
1- مدت زماني طولاني که با ولادت آخرين پيامبر الهي آغاز و با شروع قيامت پايان مي يابد و از همين جهت است که از پيامبراسلام به عنوان پيامبر آخرالزمان ياد شده است.
2- معناي دوم که تا حدودي از معناي نخست محدودتر است به مدت زماني که با ولادت حضرت مهدي(ع) آغاز شده، زمان غيبت صغري و کبري و همچنين ظهور حکومت جهاني آن حضرت را نيز شامل مي گردد.
از مجموع احاديثي که در کتاب هاي روايي، تفسير و تاريخ درباره دوران آخرالزمان ذکر شده، دو مطلب اساسي و قابل توجه به دست مي آيد که گوياي اين مطلب است که آخرالزمان به دو دوره کاملا متفاوت تقسيم مي شود: دوران نخست زماني است که در آن فساد اخلاقي و ظلم و ستم جوامع بشري را فرا خواهد گرفت و در دوران دوم- که با قيام مصلح جهاني آغاز مي شود- تمامي فسادها و ظلم ها ريشه کن شده، جاي خود را به عدالت خواهد داد و توحيد، عدل و رشد عقلي و علمي در سراسر زندگي انسان ها گسترش مي يابد.
کليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريبا در ميان فرقه هاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است، ولي اين که آيا اين تحولات آخرالزمان با ظهور مهدي موعود(ع) پديدار خواهد شد و نيز در اين که مهدي موعود چه کسي است، اختلافاتي وجود دارد.
شيعيان دوازده امامي، حضرت مهدي(ع) و حکومت جهاني او را حسن ختام حيات بشري در دنيا دانسته، برپايي قيامت صغري و حاکميت برخي از ائمه را تحت عنوان" رجعت" مُهر پاياني طومار زندگي بر زمين ذکرکرده اند، که البته هر دو مجالي وسيع مي طلبد و فرصتي ديگر.
پيوند مهدويت با آخرالزمان
تعبيرهايي در روايات وجود دارد که پيوند ناگسستني مهدويت با آخرالزمان را به روشني بيان مي کند. در ذيل برخي از اين روايات را نقل مي کنيم:
1- امام صادق(ع) از جد بزرگوارشان رسول گرامي اسلام(ص) روايت فرمود که آن حضرت رو به سوي علي(ع) نموده، چنين فرمودند:
آيا تو را بشارت ندهم؟ آيا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله يا رسول الله. پس آن حضرت فرمود: هم اينک جبرييل نزد من بود و مرا خبر داد که آن قائمي که در آخرالزمان ظهور مي کند و زمين را پر از عدل و داد مي نمايد؛ همانگونه که از ظلم و جور آکنده شده باشد، هر آينه از ذريه تو و از فرزندان حسين(ع) است."(1)
2- عبدالله بن مسعود از رسول گرامي اسلام(ص) نقل مي کند که آن حضرت فرمود: " لا تذهب الدنيا حتي يلي امتي رجل من اهل بيتي يقال له المهدي"(2)؛ دنيا به پايان نرسد مگر اين که امت مرا مردي رهبري کند که از اهل بيت من است و به او مهدي گفته مي شود."
3- ابان مي گويد:" امام صادق فرمود: دنيا به سرانجام نخواهد رسيد تا اين که مردي از تبار من قيام نمايد و به حکومت آل داود( که خود علم خواهد داشت) حکم مي کند و از بينه سؤال نخواهد نمود و هر صاحب حقي را به حق خويش خواهد رساند."(3)
4-در حديث شريف نبوي مي خوانيم:
روزهاي دنيا منقضي نگردد تا اين که مردي از اهل بيت من - بر زمين - حکومت کند که هم نام من باشد.
5- عبدالله بن مسعود مي گويد پيامبر خدا فرمود: اگر از دنيا بيش از يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني خواهد کرد تا مردي از خاندان مرا برانگيزد.(5)
در همه روايات فوق با تعبيرهاي مختلف بحث آخرالزمان و ظهور امام زمان(عج) در اين دوران مطرح شده است.
علائم و نشانه هاي آخرالزمان
آخرالزمان داراي نشانه هايي است که در اصطلاح به آن ها" علائم آخرالزمان" گفته مي شود.
علاوه بر اصطلاح رايج" علائم آخرالزمان" در فرهنگ مسلمانان، اصطلاح مشابه ديگري است که از آن به " اشراط الساعة" ياد مي شود. اگرچه اين اصطلاح به علائم وقوع قيامت اختصاص دارد، ولي از بررسي رواياتي که زير اين عنوان در کتاب هاي حديثي ذکر شده است، به دست مي آيد که محتواي سخنان، مطالب مشترک فراواني با روايات آخرالزمان دارد و بسياري از نشانه ها در هر دو دسته روايات ذکرشده است. البته اصطلاح دوم نزد اهل سنت و اصطلاح نخست نزد شيعيان شايع تر و رايج تر است.
همانگونه که اشاره شد، اين دوره داراي ويژگي هايي است که در روايات اسلامي از آن ياد شده است. برخي از آن خصوصيات که در آستانه ظهور به خوبي قابل مشاهده است، عبارتند از:
1- فراموش کردن دين:
پيامبراکرم(ص) آنگاه که به توصيف زندگي مردم در دوران آخرالزمان مي پردازد، اينگونه مي فرمايد:
" براي مردم روزگاري فرا مي رسد که دين و آئين آن ها در همّ هايشان است و همت آن ها شکم هايشان و قبله آن ها زنانشان مي باشد. رکوع و سجودشان براي مال دنياست، در حيرت و مستي خواهند بود و نه مسلمانند و نه نصراني."(6)
2- دنيا پرستي:
از ديگر ويژگي هاي آخرالزمان، غوطه ور شدن مردم در دنيا و دنيا پرستي است. رسول گرامي اسلام(ص) در اين باره فرموده اند:
" به زودي زماني بر امت من مي آيد که در آن زمان درون آن ها پليد مي شود ولي ظاهر آن ها به طمع دنيا آراسته مي گردد. به آنچه در پيشگاه خداوند است دل نمي بندند، دين آن ها ريا، و [تظاهر] است، خوف از خدا به دلشان راه نيايد[ و خداوند آن ها را به عذابي فراگير دچار سازد و به اين صورت که ] آن ها خداوند را همچون آدم غرق شده مي خوانند و خداوند دعايشان را مستجاب نمي کند."(7)
3- فتنه هاي بزرگ:
از ديگر ويژگي هاي عصر آخرالزمان، ظهور و بروز امتحانات بزرگ الهي است که بسياري از انسان هاي سست ايمان در اين آزمايش هاي الهي مردود و عده اي که ايمان در تمام وجودشان رسوخ کرده، موفق بيرون مي آيند.
ابوخالد کابلي از امام سجاد(ع) نقل مي کند که آن حضرت فرمود:
" اي اباخالد! هر آينه فتنه هايي همچون قطعه هاي شب تار[ در راه است] و فرا خواهد رسيد که هرگز کسي [ از آن] نجات نخواهد يافت مگر کسي که خداوند از او پيمان گرفته است و ايشان چراغ هاي هدايت و چشمه ساران دانشند."(8)
آري کسي که در ريزش فتنه، سرايمان را به سلامت در برد، کاري کارستان کرده است که پيامبر اکرم از آن سوي اعصار و قرون از ديدن ايشان در شگفت آمده به علي(ع) چنين فرمود:
اي علي! بدان که شگفت آورترين مردم در ايمان و بزرگترين آنان در يقين مردمي مي باشند که در آخرالزمان واقع شده اند، پيغمبر را ملاقات نکرده اند و از امام خود محجوبند و همانا به نوشته- که خط سياهي بر صفحه سفيد است- ايمان آورده اند."(9)
سيماي زندگي در آخرالزمان
با توجه به ويژگي هاي فوق مي توان سيماي زندگي در آخرالزمان را اينگونه ترسيم نمود:
الف- دين در آخرالزمان:
همانگونه که اشاره شد، عوامل فراواني دست به دست هم داده، روز به روز حقيقت تابناک دين را در هاله اي از ابهام فرو مي برند. از اين رو همواره دين، رو به کم رنگ شدن در جوامع مي رود و خرافات و انحرافات فراواني گريبان گير آن مي شود به نحوي که وقتي حضرت مهدي(ع) قيام نموده، غبار از چهره دين برمي گيرد. همگي گمان مي کنند اين دين جديدي است که آن حضرت ارائه مي فرمايد. رسول خدا(ص) مي فرمايد:
" بر امت من زماني پيش مي آيد که از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقي نماند.[ به ظاهر] مسلمان ناميده مي شوند در حالي که بيش از همه مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است ولي از هدايت خالي است."(10)
ب- مردان آخرالزمان:
اگرچه امتحان خداوند براي زن و مرد يکسان است ولي پاره اي روايات به خصوص درباره مردان آخرالزمان سخن گفته اند که امام صادق(ع) فرمود:
" مردي را مي بيني هنگامي که يک روز بر او گذشته و گناه بزرگي انجام نداده است. از قبيل فحشا، کم فروشي، کلاهبرداري و يا شرب خمر، بسيار غمگين و اندوهگين مي شود."(11)
ج- زنان آخرالزمان:
خداوند متعال زن را همانند مرد گوهر گرانبهاي آفرينش قلمداد کرده است و او گاه با اختيار و انتخاب خود تا اوج کمالات معنوي صعود مي کند و گاهي به پايين ترين درکات سقوط مي نمايد.
رسول گرامي اسلام(ص) در وصف برخي از زنان آخرالزمان چنين مي فرمايد:
" چگونه مي شود حال شما هنگامي که زن هاي شما فاسد شوند و جوانانتان فاسق و شما نه امر به معروف مي کنيد و نه نهي از منکر. به پيامبر اکرم(ص) گفته شد که آيا اين چنين خواهد شد؟! آن حضرت فرمود: بله و بدتر از آن[ نيز خواهد شد]."(12)
و بالاخره سيماي زنان بد در آخرالزمان را با اين سخن از اميرمؤمنان علي(ع) به پايان مي بريم که فرمود:
" در آخرالزمان و نزديک شدن قيامت- که بدترين زمان هاست- زن هايي ظاهر مي شوند که برهنه و لخت مي باشند، زينت هاي خود را آشکار مي سازند، به فتنه ها داخل مي شوند و به سوي شهوت ها مي گرايند و به سوي لذت ها مي شتابند، حرام هاي الهي را حلال مي شمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود."(13)
نجات يافتگان آخرالزمان
سخن را با کلامي از اميرمؤمنان(ع) درباره انسان هايي که در اين دوران سخت، نجات مي يابند به پايان مي بريم که آن حضرت فرمود:
" و آن زماني است که از فتنه ها نجات نمي يابند مگر مؤمناني که بي نام و نشانند، اگر در حضور باشند شناخته نشوند و اگر غايب گردند کسي سراغ آنها را نمي گيرد. آنها چراغ هاي هدايت و نشانه هاي روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگيز، نه در پي اشاعه[ فحشايند] و نه مردمي سفيه و لغوگو! اينانند که خداوند درهاي رحمتش را به سويشان باز مي کند؛ و سختي ها و مشکلات را از آنان برطرف مي سازد."(14)
پي نوشت ها:
1- ابن ابي زينب، غيبت نعماني، کتابخانه صدوق، 1366، چاپ اول، ص 357، ح1.
2- الطوسي، ابي جعفر محمد بن الحسن، کتاب الغيبه، موسسه المعارف الاسلاميه، الطبعة الثاني، 1417، ص182.
3- الکليني، محمد بن يعقوب، الکافي، دارالکتب الاسلاميه، تهران، چاپ چهارم، 1365، ج1، ص397.
4- الطبرسي الاملي، ابوجعفر، بشارة المصطفي لشيعه المرتضي، منشورات المطبعه الحيدريه، ص 258.
5- الطوسي، ابوجعفر، کتاب الغيبه، ص 46، روايت30.
6- محدث نوري، مستدرک الوسايل، موسسه آل البيت، چاپ اول، ج11، ص 379، ح22.
7- الکليني، محمد بن يعقوب، الکافي، دارالکتب الاسلاميه، ج 8، ص306.
8- شيخ مفيد، امالي، کنگره شيخ مفيد، 1413، ق، ص45.
9- شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، انتشارات جامعه مدرسين، 1413، ج4، ص366.
10- شيخ صدوق، ثواب الاعمال، انتشارات شريف رضي، 1364، ص253.
11- الکليني، محمد بن يعقوب، الکافي، ج 8، ص40.
12- حراني، حسن بن شعبه، تحفة العقول، انتشارات جامعه مدرسين، 1404، ص49.
13- شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، انتشارات جامعه مدرسين، ج3، ص390/ طبرسي، رضي الدين، مکارم الاخلاق، انتشارات شريف رضي، ص 201.
14- سيد رضي، نهج البلاغه، نشر امام علي، ترجمه محمد کاظم محمدي، محمد دشتي، خطبه 103.